تبلیغات دوستم که نداشته باشی
می روم
نه که میمیرم ها٬نه
پرواز می کنم
تا دورها٬دورترها
دوباره عاشق می شوم
این بار
عاشق کسی می شوم
که قد دلش بلند باشد
دلش به دلم برسد
برای دیدن توی دلش
مجبور نباشم تا زمین
سرم را پایین بیاورم
عاشقم که نباشی
می روم...
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت
می ترسم
می ترسم
که دستهایی پُر
من از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت
می ترسم
.
چه تنگنای سختیست....
یک انسان
یا باید بماند یا برود
و این دو
اکنون برایم از معنی تهی ده است
و دریغ که راه سومی نیست......